نظرات عرفا،‌ فلاسفه و فقها درباره موسیقی

اما موسیقى صداى طبیعت و آهنگ آشناى تمامى موجودات است و همه‏‌ اقوام و ملل در طول تاریخ انسانى به نوعى با آن آشنایى داشته‌‏‌اند.
 
صوت، صدا، موسیقى و غنا همانند نطق و کلام، همیشه بیانگر احساس درونى انسان و هر حیوانى بوده و در زمان‌‏‌هاى پیش به صورت طبیعى و سنتى مورد استفاده قرار مى‏‌‌گرفته و بعدها به علمى مستقل تبدیل شده است و تا به امروز که از پیچیده‌ترین اقسام هنر به حساب مى‌‏‌آید و به بخش‌‏‌هاى مختلف و دسته‏‌‌هاى متعددى شکل یافته است و هر نوع آن حالات خاصى را تداعى مى‌‌‏کند. موسیقى و ردیف‌‏‌هاى ایرانى از قدیمى‌‌‏ترین و اصیل‌‌‏ترین نوع موسیقى در دنیاست و همیشه در این فن، اساتید ماهرى وجود داشته‌‌‏اند که هر یک، خود در ردیف بزرگان و پیشتازان این فن و صاحبان این هنر بوده‌‌‏اند و از خود نوآورى‌‏‌هایى را به یادگار گذاشته‌‌‏اند.
 
موسیقى ایرانى، خود داراى ردیف‏‌ها و دستگاه‌‏هاى متعدد و مختلفى است که تمامى آن به طور خلاصه از این قرار است: افشارى، دشتى، اصفهان، ابوعطا، همایون، شوشترى، شور، شور شیراز، پهلوى یا مثنوى، سه‌‏‌گاه، چارگاه، ماهور و راست پنج‌‏‌گاه؛ که هر یک نیز، خود داراى تقسیم‌‏ها و اجزاى متعددى؛ مانند: درآمد، زیر و بم و اوج و حضیض کلى و جزیى است که هر یک براى خود اسم خاصى دارد. هر یک از این مایه‏‌ها داراى گوشه‌‏هاى فراوانى است که با خصوصیاتى، همان دستگاه را دنبال مى‌‏کند و دستگاه‌ها چون خیابان‌ها و گوشه‌ها چون کوچه پس کوچه‌هاست.
 
نکته دیگر اینکه کم‌‏تر کسی پیدا می‌‌شود که مدعى نفرت‌داشتن از تمام مصادیق موسیقی باشد، مگر اینکه داراى ذوقى پوچ، شوقى دروغین و مزاجى خشک و جامد باشد هر انسان عاقلى به طور طبیعى از صوت، صدا، آهنگ و آواز لذت مى‌‌‏برد و آن را آشناى جان خود مى‌‌‏داند؛ حالا چه این نوا از انسان باشد یا از دیگر اشیا، خود این مطلب، بیان‌‌‏گر حقیقت و عینیت خارجى موسیقى و مطلوبیت و صفاى ذاتى آن است.
 
تفاوت بینش اسلامی با غیر اسلامی در موسیقی

 
در افکار و اندیشه‌‏‌هاى افراد غیر مسلمان، کم‌‌‏تر کسى وجود دارد که غنا و موسیقى را مذمت کند یا از آن پرهیز داشته باشد. غالب اقوام و ملل از آن تجلیل مى‌‏‌کنند و دل‌‌‏بستگى خود را به آن اعلان داشته‌اند و موسیقى و غنا را شاد کننده‌‏ روح و مشوق و آرامش دهنده‌‏ نفس و راحتى بخش دل مى‌‏‌دانند. موسیقى و غنا اگر چه زبان احساس است، اما مى‌‌‏تواند تا حدى و در مقاطعى منافات با اندیشه و تفکر انسانى داشته باشد و در مواردى موسیقى و غنا تخریب‌‏‌کننده‌‏ اندیشه و تفکر انسان است اگر چه پاره‌‏‌اى از آن نسبت به عواطف و احساسات آدمى یا عقل و اندیشه مى‌‌‏تواند مفید یا مضر باشد و آثار مثبت یا منفى به همراه داشته باشد و بحث در این موضوع، تنها مربوط به افکار مسلمانان و لسان اهل دیانت نیست؛ هرچند در بعضى از جهات شرعى، مسایل و احکام خاصى مطرح مى‏‌‌شود؛ چون دیگران در ابتدا با این امر آشنایى ندارند.
 
انسان‌‌‏هاى متفاوت و اندیشمند، دانشمندان علمى و عرفانى و بزرگان دینى و فقهى، هرکدام در زمینه‌‏ حکم و موضوع و آثار و احکام این فن هنرى، مطالب زیادی گفته‌‌‏اند و اندیشه‌‌‏هاى متفاوت و مختلفى را با خصوصیات افراطى و تفریطى مورد نظر داشته‌‌‏اند که هر یک، داراى ابعاد مختلف شدت و ضعف و اصلاح و تخریب است.
 
عارف و فیلسوف قائل به حرمت کلى موسیقى نیست
 
مثلاً عارف و فیلسوف قائل به حرمت کلى موسیقى و غنا نیست و خودشان را با توجیه و تأویل روحى و عرفانى آرام مى‌‏‌کنند. آنها خودشان را درگیر لسان دلیل و حکم نمى‌‏کنند و با بیانات عقلى که لسان عقل و احساس است، خود را قانع مى‌‏‌کنند و خودشان را از هرگونه ابهام و عصیانى دور مى‌‏‌دارند و لسان احساس و عقل را حاکم بر تمام دلایل غیر محکم نقلى مى‌‌‏دانند و در استفاده از موسیقی دریغ ندارند و همیشه خودشان را آشناى با این زبان و آن را مشوّق ذوق و سبب حال خوش خود مى‌‏‌شناسند و دلایل نقلى را ضعیف و مبهم مى‌‏‌دانند و یا آن را توجیه مى‌‏‌کنند.
 
آنها بیان عقل و احساس را بیان حقیقت مى‌‌‏دانند و از آن رویگردان نیستند و تنها از عوارض شوم و مفاسد زیان‌‏‌بار جانبى موسیقى و غنا دوری مى‌‌کنند‏‌ و به آن نزدیک نمى‌شوند.
 
اما فقیه متشرّع جاى هیچ شبهه و توهمى را براى حرمت آن باقى نمى‌‏‌گذارد و یک‌‏‌جا مهر بطلان بر آن مى‌‌گذارد. فقیه تابع ظاهر دلیل است و استحسانات عقلى را ‏دور مى‌‌‏ریزد و دلیل نقل و شهرت و اجماع را قبول دارد.
 
البته، موسیقى و غنا، واقعیتى وجودى است که هر قشرى از اقشار با آن به شکلى برخورد مى‌‏‌کنند و در مقام بیان، مورد احترام یا جسارت زیادى واقع شده است.
 
نقطه اتفاق عارف، فیلسوف و فقیه در مسأله موسیقی
 
بعضى آن را «زندیق پرور» و بعضى آن را «مونس شب‌‌هاى تنهایى اهل دل» دانسته‌‏‌اند. اما چیزى که مورد اتفاق همگان از جمله: عارف، فقیه و حکیم است و جزء مسلمّات آنان به‌‏ شمار مى‌‌‏رود این است که هرگونه فحشا و زشتى را باید از موسیقی دور داشت و نباید آن را آلوده با فساد و تباهى کرد.
 
پس آهنگ و صوتى که فحشا به دنبال دارد یا همراه فساد و عصیان و تباهى است قابل تحسین و احترام عارفان و فیلسوفان و فقیهان نیست؛ اگر چه فقیه، نفس آهنگ، صوت، موسیقى و غنا را در بسیارى از موارد، نفس فحشا و زشتى مى‌‏داند.
 
دیدگاه قرآن و روایات در مورد موسیقى
 
اگر بخواهیم موسیقی را از منظر قرآن و روایات مورد بررسی قرار دهیم، در قرآن و احادیث در مورد موسیقی چه دیدگاهی بیان شده است؟
 
قرآن درباره‏‌ موسیقى و غنا بیان صریحى نفرموده است؛ هر چند به لسان معصومین علیهم‌‏‌السلام مى‏‌‌توان از قرآن کریم براى حرمت آن، بیانى اجمالى نسبت به جهات یا امورى از مسایل جانبى آن به دست آورد و همین مقدار به تنهایى براى دیگر مصادیق و خصوصیت‌‏‌هاى آن کافى نیست.
 
در روایات، دیدگاه‌‏‌هاى مختلفى درباره‌‏ صوت و غنا دیده مى‌‌‏شود که گاهی از آیات قرآن کریم نیز در آن اقتباس شده است که باید در این‌‏باره به ‌‏طور دقیق و روشن جست‌‌ ‏و جو و کوشش کرد و حدود حلیت یا حرمت آن را بیان کرد.
 
روایت معتبرى براى بیان مفهوم غنا و حرمت آن و موسیقى که دور است از مفاسد جانبى نداریم که حرمت کلى آن را ثابت کند اگر چه نمى‌‌‏توان به‌‏ راحتى از آنها دست برداشت؛ به‏ خصوص که برداشت حرمت غنا و موسیقى مورد وثوق بسیارى از فقیهان اسلام است.
 
در روایات ما موارد تحسین و ارزشى بودن صوت و صدا خیلی دیده مى‏‌‌شود و این مسأله بیانگر این حقیقت است که روایات ما به کلى آن را ترک نکرده و در این‌‌‏باره تعبّد را نیز ملاک قرار نداده است.
 
اگر چه شناخت مصادیق حرمت و موارد تحسین آن آسان نیست و علماى دین و فقهاى بزرگوار در این مسأله بیانات مختلفی دارند که امکان سازش در بسیارى از موارد آن ممکن نیست، اما باید در چینشى منطقى و بحثى عینى و واقعى، ملاکات عقلى را همراه دلایل متفاوت شرعى بررسى کرد و به ‏‌طور مشخص و گویا نسبت به آن نظر داد که این موضوع ، مقام ویژه‌‏‌اى را ‏طلب می‌‌کند.
 
لذا در تعریف موسیقى و موضوع صوت و غنا، خصوصیات، مسایل و مصادیق و همچنین استدلال و احکام آن، اختلاف نظر زیادى وجود دارد. به صورت غالب، بعضی با بى‌‏‌اطلاعى کامل از موضوع یا عدم شناخت نسبت به احکام و دلایل آن، قائل به اباحه و تحسین عقلى یا حرمت و نفرت آن هستند و هیچ کدام، خصوصیات موضوع و حکم را به‌‏ خوبى مورد توجه قرار نمى‌‌‏دهند و خُلق و خوى شخصى و سبک و مشرب خود را بر دلیل حاکم مى‌‌‏دانند.
 
در طول تاریخ از موسیقی استفاده نادرست شده است
 
چرا در برخی روایات به شدت از موسیقى نهی شده است؟
 
شاید نهی حضرات معصومین علیهم‌‏‌السلام از موسیقى و آواز و صوت و صدا به این خاطر بوده که تمامى این امور در دست اهل دنیا و نیز قدرت‌‌‏هاى کاذب بوده است و آنان از این امور همیشه استفاده‌‌‏هاى نادرست مى‏‌‌کرده‌‏اند و این صوت آسمانى و نواى ملکوتى، همیشه لجن‌‏‌مال هوس‌‏‌ها و دست‌‏‌آویز شهوت‌‏‌پرستان گناه‌‏‌کار و مروّج احساسات فاسد بى‌‌‏حرمتان فاسق شده است.
 
غنا و موسیقى در طول تاریخ در اختیار فاسقان و محرک اصلى انحراف و بى‌‏‌عفتى بوده و هر جا فسادى برپاست، موسیقى و آواز هم آنجاست و این دو، از همراهى با هرچه که موجب تحریک شود و انگیزه‌‏ گناه است، خوددارى ندارد و خود این مسأله، مناطى براى شناخت حرمت شرعى و عدم تحسین عقلى موسیقى و صوت و صداى موجود است؛ اگر چه این حرمت به واسطه‌‏ همسایگان آلوده و فاسد این ریحانه‌‏ طبیعت باشد و معلوم است که اسلام، هرگز به غفلت و تباهى انسان رضایت نمى‌‌‏دهد؛ هرچند که اسلام از صوت و صداى حلال در مواقع لازم و بدون فساد، رویگردان نیست لذا هر جا بزم و شرابى برپاست، غنا و موسیقى، هم هست و اسلام، هیچ‌‌گاه به این‏ امور رخصت نمى‌‏‌دهد و به عوامل غفلت و بى‌‏‌خودى دامن نمى‌‏‌زند؛ چون انسان را در سایه‌‏ عقل و اندیشه سیر مى‌‏‌دهد و مرّوج احساس بى‌‌‏مورد و کاذب و بى‌‌‏خودى نمی‌‌شود، بلکه انسان را به احساس سالم و فکر و عبادت صحیح  تشویق مى‏‌‌کند.
 
پس عینیت فساد موسیقى و غنا با همجواران آن در طول تاریخ جاى هیچ گونه شبهه و توهمى را در مورد حرمت آن باقى نمى‌‌‏گذارد و همه‌‏ بحث‌‌‏هاى ذهنى را از آن دور مى‌‌‏کند.
 
این امر، بیانگر این حقیقت است که موسیقى و غنا، همیشه عاملى اصلى براى فساد و انگیزه‌‌‏اى دایمى براى احساس نیاز به فحشا و محرک اصلى شهوت و بى‌‌‏خودى بوده پس اگر معصیت و تباهى، غفلت از صدا و نواى موسیقى و غنا دور شود و این امور موجب نشاط، الفت، توجه، فکر، شور، سرور، حضور، قرب و معرفت شود، دیگر مصادیق صوت و صدا و آواز و غناى حرام را ندارد و زمینه‌‏ مساعدى را براى رقم زدن طرحى جدید فراهم مى‌‌‏کند.
 
البته جاى تأسف است که هنوز بشر نتوانسته به‏ طور اساسى، سالم و قانونمند از این کیمیاى هستى بهره‏ ببرد.
 
جایگاه موسیقی در دنیای امروز
 
امروزه موسیقى در سراسر زندگى و تمام شؤون خصوصى و اجتماعى انسان وارد شده به ‌‏طورى که دوری از آن کاری مشکل است و براى رهایى از آن یا سالم‌‏‌سازى آن باید اندیشه تازه‌‌‏اى را دنبال کرد. متاسفانه تمام اقسام موسیقى و غنا در دنیاى امروز، عامل اساسى هر فساد و تباهى است. فرهنگ جهان استکبارى و عوامل مخرب افکار انسانى، از ابتدا تا امروز، همیشه به وسیله موسیقی مطامع و مقاصد زشت خود را توجیه می‌‌کند و فساد و فحشا را به جوامع انسانى تزریق می‌‌کند و گذشته از آنکه مردم را از تفکر و اندیشه دور می‌‌کنند، مردم را درگیر حیرت و بى‌‌‏خودى می‌‌کنند و همین مسأله هدف اصلى استعمار و بى‌‏‌دینى است.
 
بنابراین، امروزه، مثل زمان‌‏‌هاى گذشته، غنا و موسیقى و آلات آن چاشنى و نمک هر گونه فحشا و گناه و فساد و تباهى شده است و به طور کلى باید از هر نوع آلود‏‌‌گی آن به دور ماند و از آ‏نها پرهیز کرد.
 
امیدوارم بشر در سایه‏‌ احکام حقیقى اسلام و توسعه‌‏ حکومت دینى از موسیقی بهره‌‌مند شود.

/ 0 نظر / 10 بازدید